تقریبا همه غیر از مردم انگلیس از شکست تیم فوتبال انگلستان در برابر ایسلند خوشحال شدند. واقعا خوشحال شدند به خصوص اروپایی ها!
مردم بریتانیا امروز به پای صندوقهای رای میروند تا از میان دو گزینه خروج یا ماندن در اتحادیه اروپا یکی را انتخاب کنند. حرفها و حدیثها زیاده و هر کس چیزی میگه. اکثریت معتقدند که دیر زمانیست چیزی به نام اتحادیه در عمل وجود نداره و این آلمان و بریتانیا هستند که بار خیلی از کشورهای فقیر این قاره را به دوش میکشند. برای من خیلی جالبه این ادعا چون به نظرم بر خلاف آلمان، بریتانیا خیلی هم اوضاع خوبی نداره. باید تا صبح فردا صبر کرد تا فهمید نظر واقعی مردم چی بوده.
در هر حال برای منی که از جایی میام که نظر مردم اندازه یه ... هم ارزش نداره اینجور رویدادها بسیار جالب و آموزنده است.
امروز روز آخر کاریه و از امشب به طور رسمی میرم تو فاز تعطیلات! خیلی هیجان دارم و خوشحالم که میخوام برم تهران. کارم اینجا تو این یه هفته آخر خیلی فشرده بود و باید خیلی چیزها رو آماده میکردم. مسئولیت دو تا پروژه رو دارم که واسه ۲ هفته باید رها شون کنم و البته این بهم ثابت شده که هیچ اتفاق مهیبی در دنیای علم و پژوهش نمیفته. صنایع غذایی همونطور که همیشه میدونستم خیلی لزوما غنی از تحقیقات فنی با پایه محکم ریاضی نیست. یکی از کارهایی که من امسال دارم اینه که با کمک دپارتمان استراتژیک علمی ( که قبلا براشون کار میکردم) پروژه مدلسازی رو استارت بزنیم. نمیخوام بگم که من خیلی مدلسازی بلدم اما از همهٔ اعضا گروهمون تو انگلیس بیشتر بلدم و حداقل ۲ تا مقاله هم تو این زمینه دارم. یادم باشه بعدا سر فرصت از کیفیت آموزش تو انگلیس بنویسم.
کمی با رئیسم به مشکل برخوردم! یه آقای میانسال چینیه و بسیار حسود و موذی. امروز قرار ناهار باهاش گذشتم که کمی باهم صحبت کنیم و بهش خاطر نشون کنم که من دنبال پستش نیستم! کار کردن تو انگلیس داستان خودش رو داره و خیلی سیاست پشت هرچیزی هست. اگه الان باهاش به تفاهم نرسم میدونم که چه خوابی دیده و میخواد چه کار کنه.
یادم رفت اینجا بنویسم که چند هفته پیش سری به کتاب خونه مرکزی بدفوردشایر زدم و متوجه شدم که بخش کتب فارسی دارند. متأسفانه خیلی غنی نبود ولی به من این انگیزه رو داد که از این به بعد کتابهائی که از ایران میارم و میخونم رو به این کتابخونه اهدا کنم. هیچ وقت سعی نکردم که همهٔ کتابهام رو نگاه دارم و همیشه بیشترش رو به بقیه بخشیدم حالا چه بهتر که این بار به کتابخونه ببخشم!