هفته گذشته مثل برق و باد گذشت. دورکاری هم به نوعی بلای جان ما شده. نشستن طولانی پشت میز و مونیتور اصلا راحت نیست. اواسط پندمیک سعی کردیم آفیس هامون رو تا حدی مجهز کنیم: همسر مونیتورش رو همون روزهای اول دورکاری از محل کارش آورد خونه، منهم کیبورد و مونیتورم رو آوردم. بعد از مدتی چون گهگاهی می رفتم آفیس ، مونیتورم رو برگردوندم و برای خونه یه مونیتور نسبتا خوب خریدم. این هفته به توصیه لیدرم برای خودم یه توپ بزرگ پیلاتس خریدم که گاهی روش بنشینم و کار کنم ( امیدوارم بشه!) قرار هم گذاشتیم بعضی از جلساتم رو در صورت امکان در حال پیاده روی انجام بدم. این دومی خیلی سخت به نظر میرسه چون اغلب مواقع من باید یا مطلبی رو تایپ کنم یا به اشتراک بگذارم و یا باهم همفکری کنیم خلاصه که آسون به نظر نمیاد.



مطابق پیش بینی های وزارت بهداشت این هفته تعداد مبتلایان به بالای چهار هزارنفر در روز رسیده و از ما خواستن که اگه ضروری نیست آفیس نریم. من هم گفتم در دو هفته پیش رو از خونه کار می کنم.
هفته گذشته تغییر و تحولات زیادی در کمپانی ما به جریان افتاده و سر خیلی ها رو گرم کرده. بزرگترین تغییر مربوط به برچیده شدن واحد تحقیقات سوئیسمون میشه. حدود نود نفر از همکارانم در اون دفتر یا باید از کمپانی برن یا به کشورهای دیگه منتقل بشن. این یعنی از دست رفتن سالهای بسیار زیادی دانش فنی!
واحدی که من درش کار می کنم در وسط دومین واحد تولیدی از نظر ظرفیت تولید قرار داره و همین نکته تا حدودی نجات دهنده است. البته یکی از واحدهای تولید این سایت رو خواهند بست.
خلاصه کلام اینکه به بهانه کووید خیلی از کمپانی ها دست به تغییرات زدند.
هوا هم به شدت ابری و بارونیه و ما اغلب توی خونه هستیم.
علی رغم روزگار کووید و رکود اقتصادی به فشار کارم مرتب افزوده میشه. هفته پیش به یه کار نه گفتم و به لیدرم گفتم بفرست برای کس دیگه. خدا رو شکر کارم رو خیلی دوست دارم اما ''نه گفتن'' رو هم توی برنامه ام دارم.
آمار مریض ها بازهم بالا رفته و ما رسما در فاز دوم هستیم. این بار دیگه جنوب هلند آمارش بالا نیست و شهرهای دانشجویی مثل دلفت با این ویروس دست و پنجه نرم می کنند. امروز با عمه ام که ایران زندگی می کنه تلفنی صحبت می کردم و بحث سر این بود که واقعا مریضی های مهلکتری در دنیا وجود دارند اما الان تمام توجه ما به بیماری کویده. بهش گفتم خدا کنه عادتهای خوبی بعد ازین در مردم ایجاد بشه مثلا مردم هلند یادبگیرند که بعد از توالت رفتن دستهاشونو بشورند!
عمه می گفت لابد فکر می کنند چون از دستمال برای تمیز کردن خودشون استفاده می کنند نیازی به شستن دست نیست ولی سخت در اشتباهند. 