هفته گذشته خیلی تند و سریع گذشت. فکر می کنم همون بهتر باشه که هفته ای ماکزیمم چهار روز کارکرد و سه روز به کارهایی که واقعا دوست داری برسی. به مناسبت تولدم با همسر یه جشن خیلی کوچولوی مختصر توی حیاط نقلی خونه مون برگزار کردیم و چند تا عکس خوشگل گرفتیم و یه تارت خوشمزه میوه ای خوردیم. هدیه ام هم موکول شد به زمان مغازه گردی با خیال نسبی راحت از کرونا. همکارهام برام یه ویدئو بامزه و با محبت درست کرده بودن که واقعا دوست داشتم به خصوص که یه سریشون رو تا حالا ندیده ام
این جور کارها هم از مزایای دوران اپیدمی ست. بعضی از همکاران هم ترجیح داده بودن که توی ویدئو شرکت نکنن و بهم پیغام خصوصی بدن. یکیشون هم «آقای همسایه» بود که بهم زنگ زد و گفت کلا دوست نداره کسی بهش بگه چه کار کنه! (نه که ما نمی دونستیم).
تعطیلات کوتاه عید پاک شروع شده. هرسال این موقع از سال هوای اروپا مطبوعه و گاهی هم مثل امسال هوا گرم میشه البته منظور از گرما دمای حدود ۲۱-۲۲ درجه است. همسر کماکان هر روز ورزش می کنه من اما در اوقات بیکاری بیشتر خودم رو توی خونه مشغول می کنم.
امروز شنبه است و من وسایل نقاشی رو که چند روز پیش آنلاین خریداری کرده بودم بیرون آوردم و ترکهای دیواری که می خوام رنگش کنم رو با بتونه پوشوندم. بعد از نهار با سنباده سطح بتونه خورده رو صاف کردم تا آماده نقاشی بشه. برای امثال من که این کارها رو تو نوجوونی یاد نگرفتیم استفاده از اینترنت و یوتیوب برای یاد گرفتن و ایده پردازی چیز خوبیه. یکی از دیوارهای آپارتمان دنهاخمون رو هم من رنگ کردم و این تجربه دوممه. کلا از رسیدگی به خونه لذت می برم و برام مهمه که یه ابتکاراتی به کار ببریم که خونه رو متفاوت بکنیم. جدای ازون در و دیوار زخمی و بی روح منو کلافه می کنه. قبل از بتونه کاری یکی از پادکستهای دنباله دار و جدید علی بندری رو گذاشتم و بعد شروع کردم به کار.
سر ظهر که همسر رسیده بود خونه و در گاراژ رو باز کرده بود، فرصت رو غنیمت شمردم سریع رفتم دستکش کارمو دستم کردم و چند تا علف هرز رو از باغچه جلوی خونده کندم. ماشالله پشت کار خوبی دارن این علف هرزها در رویش.با یه چرخ توی باغچه میشه به راحتی یه مشت علف هرز بیرون کشید و دور ریخت.

